بيماري ويروسي و فوق العاده خطرناك است. در اصطلاح به آن Neorotoxin(عصبي و خطرناك) گفته ميشود. اين بيماري به نام هاي ديگري مثل Hydrophabis disease(بيماري ترس از آب) و Photo phobic disease‌ (بيماري ترس از نور) هم شناخته ميشود.

گزارشاتي وجود دارد كه اين بيماري از سال هاي گذشته در جهان وجود داشته و موجب مرگ و مير فراواني ميشده. اطلاعاتي در دست است كه نشان ميدهد اين بيماري از سال 1709 تعداد زيادي از افرد را از بين برده. همچنين شواهدي نيز وجود دارد كه بيماري 5000 سال پيش وجود داشته . حدود 3000 سال قبل فردي به نام Celesاين بيماري را توصيف كرده. 2500 سال قبل هم سقراط در مورد بيماري توضيحاتي داده است. امروزه هم بيماري در تمام نقاط دنيا ديده ميشود. بعضي از گشورهاي جزيره اي مثل انگليس ، استراليا ، ژاپن و نيوزيلند توانسته اند اين بيماري را ريشه كن كنند .همچنين در كشورهاي ديگري چون سوئيس ، سوئد و نروژ ، بيماري تا حد زيادي كنترل شده است. اما كنترل بيماري در كشورهايي كه مرز مشترك زيادي دارند و يا همسايگان آنها از نظر بهداشتي در سطح پاييني هستند (مثل ايران) در برجورد با بيماري دچار مشكل هستند.

 

 

 

عامل بيماري :

اين بيماري از خانواده Rhabdoويروس ها است كه اولين بار توسط پاستور در سال 1880 روي آن مطالعه شد. او اعلام كرد كه اين ويروس را در تمام حيوانات خون گرم مشاهده كرده است كه در بين آنها گوشتخواران از هم حساس تر هستند. از نظر حساسيت روباه حساس ترين حيوان است. خرگوش و شگ 10 برابر روباه مقاوم هستند. آپازون هم 1.000.000برابر روباه مقاوم است. حساسيت انسان در حد متوسط و پرندگان به نسبت مقاوم هستند. بعضي از حيوانات مثل مار به شدت در برابر بيماري مقاوم هستند به طوري كه با تزريق 100 درصدي عامل بيماري به مغز ، از پا در نمي آيد.

بيماري هاري از چند جهت داراي اهميت است :

جنبه انساني : زيرا اين بيماري در انسان و حيوانات در مان ندارد. حيوانات مبتلا بايد معدوم در زير لايه اي از آهك دفن شوند. در نتيجه حذف دام در موجب ضرر و زيان اقتصادي فراواني ميشود.از طرف ديگر واكسيناسيون هم هزينه زيادي در بر دارد.

جنبه بهداشتي :زيرا آلودگي از حيوان به انسان به راحتي منتقل ميشود.

در سال 1704 مطالعه جدي در مورد بيماري توسط دانشمندي به نام زنيك و در سال 1813 توسط رفرشيد و فلري در سال 1827 توسط پاستور انجام شد. آقاي رفرشيد متوجه شد كه بزاق ميتواند عامل ايجاد بيماري باشد. آقاي پاستور متوجه شد در نتيجه فعاليت بيماري كه تغييرات اصلي در اعصاب روي ميدهد. فلري عامل بيماري را بر روي تخم مرغ كشت مجدد داد و موفق شد 2 سويه واكسن از آن به دست آورد سويه اول با نامL.E.P(Low Egg Passage)كه در اثر 50 بار كشت مجدد به دست آمد و سويه دوم با نام H.E.P(High Egg Passage)كه در اثر 130 بار كشت مجدد به دست آمد.

Negriدر سال 1903 راه تشخيص بيماري را مشخص كرد.ا. ثابت كرد در سيتوپلاسم سلول هيپوتالاموس افراد مبتلا يك سري اجسام كروي يا بيضي شكل قرمز رنگ مشاهده ميشود كه اين اجشام در حقيقت كلني رشد باكتري هستند .كه به اين اجسام ، اجسام نگري گفته ميشود. در حال حاضر بعدلز 104 سال اين روش هنوز بهترين روش شناسايي بيماري است.

انتقال بيماري : مهم ترين راه انتقال بيماري از طريق گاز گرفتن است . بهترين راه خروج عامل بيماري بزاق است . شايع ترين راه انتقال بيماري در انسان به وسيله گاز گرفتگي توسط سگ است.

اين بيماري داراي 2 سيكل است : شهري و وحشي

سيكل شهري در مرحله اول توسط سگ و در مرحله بعدي به وسيله گربه صورت ميگيرد. سيگل وحشي هم توسط حيوانات وحشي انجام ميشود.

انتقال بيماري از طريق چنگ زدن و تنفس هم صورت ميگيرد. گزارش شده كاشفاني كه براي بازديد به غار ها ميرفتند به اين بيماري دچار شده اند در حالي كه با هيچ حيواني در تماس نبوده اند. بعد از بررسي مشخص شد كه خفاشاني كه در اين غار ها زندگي ميكردند به اين بيماري مبتلا بودند و از طريق تنفس باعث آلودكي اشخاص شدند. انتقال از طريق حشرات به اثبات نرسيده است. همچنين از طريق آب بيني و اسهال  و شير هم نادر است و فقط در صورتي كه با زخم تماس حاصل شود ، بيماري منتقل ميشود.همچنين بيماري به وسيله پيوند اعضا هم منتقل ميشود. ويروس هاي مستقر در گوشت در صورتي كه حرارت ببينند ، از بين خواهند رفت.

دوره كمون :اين دوره بستگي به محل ورود ويروس دارد و هرچه اين محل به مغز نزديكتر باشد ، بيماري خطرناكتر و دوره كمون كوتاهار خواهد بود.به طور كلي اين دوره 15 تا 56 روز است البته 6 ماه هم گزارش شده است. در حيوانات اين دوره حداقل 10 روز و تا 2 سال هم  گرازش شده است. حيوانات آلوده بين 4 تا 7 روز بعد از ضاهر شدن علائم بيماري از بين ميروند. البته گاهي دوره بيماري كوتاهتر و 2 تا 5 روز است . در انسان اين دوره حدود 7 تا 10 روز است.

بيماري زايي : به هر طريقي كه بيماري وارد بدن شود ، حدود 1 تا 2 روز در منطقه باقي مي ماند و پيشرفتي نميكند . ميتوان در اين زمان با شست و شو با آب و صابون و جدا كردن بافت هاي اضافي و يا حتي قطع عضو از پيشرفت بيماري جلوگيري كرد.در صورتي كه سگ هار باشد زود تر از انسان خواهد مرد بنابراين با زير نظرگرفتن حيوان ميتوان به هاري آن پي برد .يك تا دو روز بعد از ورود بيماري به بدن ، عامل تكثير و به اعصاب مبرود. هر چه محل ورود به اعصاب نزديكتر باشد عامل بيماري سريع تر تكثير پيدا مي كند .بعد از تكثير به مغز ميرود. در اين حالت بزاق مدام در حال ريختن است چون اولاً مقدار ترشح آن زياد و غير قابل كنترل است و ثانياً حيوان توانايي نگهداري بزاق را در دهان ندارد.

علائم بيماري : بيماري هاري به 2 شكل بروز ميكند : 1) رام (Dumb form)و 2) خشمگين يا سگ ديوانه(Furous form)

اين بيماري 3 مرحله دارد :

1-     اخطاري (Prodromal)

2-     تحريكي (Excitative)

3-     فلجي  (Paraytic)

مرحله اخطاري فرم آرامي است . در اين مرحله شخص مبتلا ، آرام ، ساكت و گوشه گير است . منزوي و كم صحبت است . حالت سردرد و تحوع دارد و غمگين است و ممكن است تب كند. در كل حالت ناآرامي و بي قراري به او دست ميدهد . اين فرم بسيار خطرناك است چون شخص علامت بيماري را ندارد و ممكن است به دليل ديده نشدن نشانه باعث انتقال آن شود. در اين حالت حتي اگر بزاق زياد باشد ،ريزش بزاق ديده نمشود.

در مرحله تحريكي ، حيوان به شدت از نور ميترسد و از آن فرار ميكند . همچنين از آب هم ميترسد. در صورتي كه زخمي ايجاد شده باشد ايجاد سوزش ميكند . همچنين امكاتن دارد در اثر عصبانيت و تشنج بيش از حد بميرد.

فرم خشمگين ، بعد از فرم آرام پيش مي آيد. به اين صورت كه كه علائم بيماري خيلي شديد ميشوند. در اين مرحله دوره بيماري بسته به نژاد حيوان دارد. مثلا در سگ هاي عصباني طول دوره كوتاه تر و در سگ هاي آرام طولاني تر است. در انسان هم همين طور است. به اين فرم ، فرم سگ ديوانه هم گفته ميشود. در اين فرم ، هوشياري از بين ميرود و امكان حمله به افراد بر خلاف فرم آرام به شدت وجود دارد . در اين فرم امكان تشخيص بيشتر است .تهوع ، بي قراري ، سردرد و ترس از نور و آب  از علائم اين فرم است.حتي ديده شده فرد در  صورت شنيدن صداي آب به علت خفگي فوت شده. گفته ميشود احتمالا بر اثر گشاد شدن بيش از حد مردمك چشم ، بيمار از نور ميترسد. پلك ها نيمه باز مانده و ممكن است فلجي پيش آيد . به دليل فلجي حنجره صدا كلفت ميشود و قدرت بلع كم ميشود. چشم ها لوچ شده و به دليل بلز بودن دهان ، بزاق سرازير ميشود. در جنس نز ، فعاليت جنسي فوق العاده بالا ميرود .به طوري بزرگ شدن آلت تناسلي و حمله به اطرافيان ديده ميشود. حدوداً 2 تا 6 روز بيماري طول ميكشد و بعد از روز 6 ، فرد تلف ميشود.  گزارشات نادري وجود دارد كه بيماري تا 10 روز هم ادامه داشته است. در طي مرحله فلجي ، چشم ها و ماهيچه ها فلج شده و گاهي به دليل شك ، تشنج و كاهش خون محيطي ، فرد از بين ميرود.

 

علی فهیمی

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 5 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد