مقدمه
از آنجا كه دامپروری و دامداری یك كار كاملاَ اقتصادی است و در حدود 70% هزینه های یك دامداری صرف تهیه خوراك برای دام می شود بنابراین هر گونه تجدید نظر و پیشرفتی در این زمینه تاثیر مستقیم در افزایش بازده دارد. غذای اولیه و پایه دام علوفه است و تمام تلاش ها برای حذف این قسمت و دادن خوراكی كاملاَ انرژی زا به دام تا به امروز بی نتیجه مانده است. مساله اساسی و مهم كه در بخش علوم دام مطرح می شود قسمت الیاف خام می باشد كه به اجزای كوچكتر نظیر NDF,ADF  تقسیم شده است و امروزه به بخش های ریزتر و ظریف تر نظیر قابلیت هضم و قابلیت تخمیر فیبر جیره بیشتر از دیگر مسائل  تغذیه ای توجه شده است. در اینجا لازم است تا در مورد الیاف خام بیشتر صحبت شود. 
منظور از الیاف خام چیست؟ الیاف یا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشكیل دهنده دیواره سلول كه قابلیت هضم كمی دارند و در گونه های تك معده ای قابلیت هضم ندارند اما در نشخواركنندگان بواسطه حضور میكروارگانیسم های موجود در شكمبه كه به عنوان یك شبكه تخمیر عمل می كنند قابلیت هضم از متوسط تا بالایی با توجه به كیفیت و مرغوبیت دارند. 
مصرف مقدار كافی الیاف و مواد خشبی برای تولید طبیعی و سلامتی گاوهای شیری ضروری است. از طرفی وجود مقادیر زیادی الیاف، DMI و در ادامه بازده میكروبی و تولید شیر را محدود می كند. پس ما به یك میزان كمینه و حداقل الیاف نیاز داریم تا سلامت حیوان، میزان و درصد چربی، مصرف ماده خشك، مصرف انرژی و تولید شیر در حداكثر باشد. این مقدار موثر و كمینه الیاف خام قسمتی است كه نشخوار، میزان عبور غذا از شكمبه، ترشح بزاق، تولید استات شكمبه ای و درصد چربی را تحریك می كند. 

 

روش های تجزیه الیاف عبارتند از: 
الف ) روش تجزیه تقریبی 
ب ) روش ون سوست 
ج ) روش تعیین عناصر معدنی 
در روش تجزیه تقریبی كه شامل تعیین رطوبت، خاكستر، پروتئین خام، چربی خام یا عصاره اتری، الیاف خام و عصاره های عاری از ازت (NFE) است، دارای اشكالاتی است از جمله این كه مقادیر به دست آمده برای الیاف خام ار تكرار پذیری پایین برخوردار است. روش اخیر جوابگوی گاوهای پر تولید نبود و پیین بودن تكرار پذیری باعث شد تا ون سوست روش تازه ای ابداع كند كه مشكل را تا اندازه ای حل می كرد و قسمت الیاف خام را به اجزای كوچكتر تقسیم می كرد. روش ون سوست بر پایه الیاف خام بنا شده و هدف آن بیشتر تجزیه این قسمت است. در روش ون سوست، نمونه مورد نظر به مدت یك ساعت در محلول شوینده خنثی (ND) جوشانده می شود. مواد نامحلول در شوینده خنثی كه دیواره سلولی (NDF) نامیده می شود باقی می ماند. این قسمت شامل تركیبات اصلی دیواره سلولی نظیر سلولز، همی سلولز و لگنین می باشد. در عصاره گیری با شوینده اسیدی، نمونه ها به مدت یك ساعت در محلول حاوی استیل تری متیل آمونیوم بروماید در حضور اسید سولفوریك جوشانده می شود. مواد نامحلول باقی مانده در شوینده اسیدی شامل سلولز و لگنین (ADF) می باشد. روش ون سوست باعث شد تكرار پذیری نتایج افزایش یابد كه البته این روش اشكالات و نواقصی هم داشت. این نواقص هنگامی بروز كرد كه توان تولیدی گاوها بیش از پیش افزایش یافت و تنظیم جیره های مناسب مشكل تر شد یعنی جیره های كه هم تامین كننده حداقل میزان علوفه باشد و از طرفی تمام نیاز های دیگر را بپوشاند و این نیاز ها روی استاندارد كردن روش ارزیابی NDF  بیش از پیش تایید كردند. 
نكته دیگری كه در اینجا لازم به ذكر است اشاره به روش (in sacco) می باشد. در این روش گه جهت تعیین قابلیت هضم استفاده می شود، محیطی شبیه به شكمبه در كیسه ای ایجاد می كنند كه نمونه مورد نظر را به مدت 24 در این كیسه نگهداری می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم  ماده مورد نظر را تعیین می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم ماده مورد نظر را تعیین می كنند. در واقع این روش نوعی روش آزمایشگاهی برای تعیین قابلیت هضم است. عقیده كلی بر این است كه گاوهای شیری ماكزیمم مصرف برای NDF صرف نظر از منبع آن دارند كه به عنوان یك اصل پذیرفته شده است. اگر چه بعضی از پژوهش ها آن را تایید نمی كنند. به عنوان مثال (COMBOS (1992 آزمایش منتشر شده را بازبینی كرد و نتیجه گرفت كه اصولاَ به ازای هر 1 درصد افزایش در NDF جیره به طور خطی 44/0 كیلوگرم از تولید شیر (تصحیح شده با شیر 4 درصد چربی) كاهش یافت زیرا مصرف NDF به همان نسبت كه مقدار آن را در TMR بالا رفته بود، افزایش یافته بود . 
گزارش (Robinson McQeen (1990 نشان داد كه گاوهای شیری كه به صورت TMR تغذیه شده اند با نسبت های متنوع یونجه سیلو شده و جو (به عنوان كنستانتره) به ازای 1 درصد افزایشNDF جیره، كاهش تولید شیری برابر 43/0 كیلوگرم داشتند. این توافق نتایج كه  مستقل از هم تنظیم شده بود، پیشنهاد كرد كه به همان مقدار NDF جیره از 25 درصد جیره به 40 درصد ماده خشك جیره افزایش می یابد میزان مصرف NDF  در روز به صورت منحنی های نا مشخص افزایش پیدا می كند. با وجود این از مدتها قبل نشان داده شده است كه مصرف بالای علوفه توسط گاوها به علت حجیم بودن جیره باعث محدودیت مصرف NDF می شود. 
(Marten (1983 پیشنهاد كرد كه NDF می تواند به عنوان شاخص حجم علوفه یا ظرفیت پر شدن شكمبه جهت پیش بینی حداكثر پتانسیل مصرف علوفه ها استفاده شود. این امر پیشنهاد كرد كه جیره حاوی 35 درصد NDF می تواند حداكثر ماده خشك را تحریك كند و با مصرف جیره های دارای NDF بالاتر با پر شدن شكمبه این تحریك محدود می شود و با مصرف جیره های دارای NDF پایین تر نیازمندی های انرزی حیوان باعث محدودیت می شود. 
Marten  (1987 بعداَ این نظریه را گسترش داد. با طرح این موضوع كه مطلوب ترین مقدار مصرف NDF جیره برابر 1/1 درصد وزن بدن گاوهای چند شكم زاییده است. با توجه به این مطلب كه مصرف در ابتدا به فضاهای قابل دسترس در شكمبه پاسخ می دهد، بعید به نظر می رسد كه NDF دارای قابلیت تخمیر سریع یا كند اثر یكسانی بر روی مصرف داشته باشد. 
در سال 1989 Williams و همكارانش اختلافات در میزان قابلیت تخمیرNDF منابع غذایی مختلف را شرح دادند و نتیجه گرفتند كه ظرفیت شكمبه و كیفیت NDF كه به ترتیب به وسیله میزان تخمیر و میزان عبور از شكمبه تعیین می شونداولین شاخص پتانسیل مصرفNDF هستند. بعداَ مشاهده شد كهNDF حاصل ازمنابع غیرعلوفه ای جایگزین هم ارزشی برایNDF حاصل ازیونجه سیلو شده نیستند به طوری كه مدت زمان نشخوار و میزان چربی شیركاهش پیدا كرد.
هنگامی كه قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش می یابد ممكن است اندازه NDF ذخیره ای در شكمبه كاهش یابد اما مصرف آن افزایش پیدا نكند.بنابراین حتی اگر گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی فیبر نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ممكن است نیازهای انرژی گاو ها بیشتر از ظرفیت شكمبه ، مصرف را محدود كند. موضوع ایت تحقیق بررسی این مطلب بود كه آیا جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا  (تقریباَ 40 درصد) كه تخمیر NDF متغییری داشتند مصرف را افزایش می دهد و همچنین اندازه و مقدار NDF در شكمبه كاهش می یابد؟ آزمایش با جایگزین كردن NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین به جای NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا انجام شد. 

نتایج :
مصرف غذا و قابلیت هضم مصرف ماده خشك و تركیبات آن تحت تاثیر تیمار قرار نگرفت و همچنین قابلیت هضم ارزش های خالص برای قابلیت هضم به خصوص برای NDF و ADF طبیعی هستند و در توافقی با ارزش های ناآشكار NDF می باشند كه بااستفاده از روشsaccoin  محاسبه شده است. مدت اولین خوراك بعد از عصر 100 دقیقه و بعد از عصر 84 دقیقه بود. این زمان ها تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF نبود. مصرف TMR در هنگام عصر آهسته تر بود در هنگامی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با تخمیر پایین در TMR شد. این مطالب نمایان می سازد كه مقادیر مصرف DM و  NDF تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF قرار نگرفتند. همچنین قابلیت تخمیر NDF  بر روی اندازه های غذا نیز تاثیر نداشتند. گاوها مدت زمان كمتری برای یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا كه جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شده بود گذاردند. هر چه این امر در ابتدا مدت زمان خوردن كوتاهتر برای TMR حاوی تنها یونجه با قابلیت تخمیر بالا را منعكس كرد. نشخوار حیوانات نشان داد كه قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده تاثیری بر روی نشخوار روزانه یا مقادیر ماده خشك مصرفی و یا NDF مصرفی نداشت. 

تخمیر و ظرفیت ( حجم ) شكمبه: 
متوسط PH  شكمبه هنگامی كه یونجه سیلو شده دارای قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد افزایش یافت. به هر حال این افزایش خالص و تدریجی برای رشد میكروبی مناسب بود. كل ازت محلول به علا وه ازت آمونیاكی و پروتئین تحت تیمار قرار نگرفت و در كل تراكم آنها بالا بود كه به موازات سطح بالای پروتئین خام TMRبود . 
تراكم ایزو بوتیرات و ایزو والرات كاهش و تراك والرات افزایش پیدا كرد به همانگونه كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد. پروپیونات با افزایش و قابلیت تخمیر NDF بالا رفت اما به صورت معادله درجه دوم با كمترین تراكم برای حدواسط TMR ثابت ماند. قابلیت تخمیر NDFتاثیری بر روی ظرفیت شكمبه نداشت. همانگونه كه یونجه با قابلیت تخمیر بالا  جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد مقدار ماده خشك ماده آلی و NDF موجود در شكمبه از لحاض عددی به تر تیب 15/0 ، 17/0  و 2/0 كاهش یافت. 

قابلیت تولید حیوان: 
قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی میزان تولید شیر و تركیبات آن نداشت. زمانی كه قابلیت نخمیر افزایش پیدا كرد میزان وزن بدن افزایش نشان داد. 

قابلیت تخمیر فیبر جیره مصرف شده:
به علت قابلیت تخمیر متغییر فیبر، صرف نظر از تغییرات ا صلی مربوط به مرحله رشد گیاه محصولات یونجه در حدود 10 و 20 درصد گلدهی مراحل تكامل گیاه و در سال های مختلف برداشت شدند. یونجه با قابلیت تخمیر بالا كه در 30 روز قبل از برداشت كاملاَ رشد كرده بود به تولید یونجه های با قابلیت هضم دیواره سلولی بالا كمك كرد. اصولاَ بالا بودن قابلیت تخمیر یونجه با كاهش مقدار ADF مشخص می شود با وجود اینكه كل فیبر و كل ازت اختلاف چندانی نداشتند. موضوع این تحقیق به این نیاز داشت كه سطوح تمام تركیبات TMR مشابه باشد و فقط در قابلیت تخمیر NDF تفاوت وجود داشته باشند. پس از انجام به همان نسبت كه اجزای یونجه با قابلیت تخمیر بالا در TMRافزایش یافت، سطوح NDF  تخمیر شده كاهش یافت در حالی كه سطوح NDF و ADF و CP در كل ثابت ماندند. اختلافات معنی دار آماری برای برخی اجزای دیگر TMR نمایان شد اما مقدار این اختلافات برای اثر گذاشتن بر پاسخ گاوهای شیرده بسیار كوچك بودند . 

تخمیر شكمبه :
با وجود اختلافات معنی دار آماری میان جیره ها در PH شكمبه و تراكم بهضی از اسیدهای چرب فرار ، غلظت آنها كم بود و احتمالاَ رابطه بیولوژیكی كم است یا وجود ندارد. تراكم ازت آمونیاكی شكمبه به مقدار زیاد بود. پیشنهاد شده است كه كه این تراكم برای حداكثر رشد میكروبی مناسب و مورد نیاز باشد. در نتیجه مقادیر متنوع تخمیر NDF در TMR تاثیری بر روی تخمیر شكمبه نداشت. 

سرعت هضم NDF :
مقدار قابلیت هضم NDF كه در اینجا گزارش داده شده در جیره ای كه NDF یونجه آن قسمت اعظم NDF ئجیره را تشكیل می دهد  طبیعی هستند. این مقدار حدود 46 درصد می باشد كه با مقدار قابلیت هضم NDF كه به روش insacco  تعیین شده و حدود 36 درصد می باشد هماهنگی دارد به هر حال فقدان اختلاف در قابلیت هضم NDF وابسته به قابلیت تخمیر NDFیونجه سیلو شده با نتایج حاصل از روش in sacco  كه یك افزایش پیش بینی شده در قابلیت هضم NDF در شكمبه از 9/31-40 درصد به موازات افزایش قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده در بر می گرفت، سازگاری و هماهنگی ندارد. چنین موضوعی به وسیله چند دانشمند دیگر در سال 1994 بررسی شد كه آنان نیز اعلام كردند قابلیت هضم NDF زمانی كه قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش یافت به صورت منحنی بالا می رفت. با وجود عدم افزایش در قابلیت هضم فیبر زمانی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزیت یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد، هضم NDF در شكمبه افزایش نشان داد. زیرا میزان NDF كل در شكمبه و به خصوص NDF غیر قابل هضم كاهش یافت. همچنین كاهش عددی در نشخوار گاوها در هر كیلوگرم از NDF مصرفی زمانی كه قابلیت تخمیر در NDF جیره بالا رفت مشاهده شد.

چند دلیل ممكن است وجود داشته باشد كه چرا زمانی كه قابلیت تخمیر NDF بالا می رود افزایشی در قابلیت هضم NDF مشاهده نمی شود و اولین دلیل این است كه هضم جبرانی پس شكمبه ای NDF در یونجه سیلوشده ای كه قابلیت تخمیر پایین داشت به طور آشكارا هضم را برابر كرده بود. اگر چه بعید به نظر می رسد كه این امر پیشنهاد كند كه جیره های حاوی فیبر با كمترین قابلیت تخمیر، هضم پس شكمبه ای به همان اندازه نسبت بالاتری داشته باشد. 
دومین دلیل این است كه ممكن است شاخص قابلیت تخمیر كه در اینجا استفاده شده با هضم حقیقی NDF در شكمبه رابطه نداشته باشد . در هر صورت این مسئله با كاهش اساسی در مقادیر NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه و كاهش در زمان نشخوار، زمانی كه قابلیت هضم NDF بالا می رود در توافق وو سازگاری نیست. 
سومین دلیل ممكن این است كه روش قابلیت هضمی كه استفاده شده به اندازه كافی صحیح و دقیق نباشد ، هنگامی كه لازم است افزایش در قابلیت هضم NDF به موازات بالا رفتن قابلیت تخمیر نشان داده شود. اما به هر حال این مسئله همم تایید نشده است چرا كه اختلاف مشاهده شده در این مطالعه برای قابلیت هضم پایین بود.
دلایل دیگری وجود دارد كه نشان می دهد كه قابلیت هضم حقیقی NDF  در شكمبه افزایش نیافته است زیرا زمان باقی ماندن آن در شكمبه كاهش یافته است. با وجودی كه زمان باقی ماندن NDF در شكمبه اندهزه گیری نشده این امر با كاهش در مقدارNDF  باقی مانده در شكمبه به خصوص NDF غیر قابل هضم ، زمانی كه قابلیت تخمیرNDF افزایش یافت، تایید می شود. بعلاوه با افزایش قابلیت تخمیر NDF ، سرعت عبورNDF  از شكمبه از 4/92 درصد به 5/99 درصد در روز افزایش یافت. در مقابل سرعت عبور لیكور شكمبه افزایش نداشت همچنین قابلیت تخمیر تاثیری بر روی حجم لیكور شكمبه نداشت . 

تعادل انرژی : 
گاوها به فیبر جیره دارای قابلیت تخمیر بالا احتمالاَ با تغییراتی در میزان سرعت عبورNDF از شكمبه و به خصوص با كاهش در مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه پاسخ می دهند . آنها همچنین افزایش مصرف ندارند . چنانچه حجم و ظرفیت شكمبه مصرف جیره های حاوی NDF بالا با قابلیت تخمیر پایین تر را محدود می كرد عدم افزایش مصرف NDF می توانست پاسخ مورد انتظار باشد. به هر حال این نتایج با یافته های مك كویین و رابینسون در سال 1992 هماهنگی ندارد و در نتیجه پیشنهاد شد كه در گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ، ظرفیت شكمبه مصرف را محدود نمی كند و گاوها به تناسب تواناییشان در متابولیزه كردن محصولات نهایی هضم می خورند . 
به روشنی مورد قبول واقع شده است كه گاوهای در اواخر دوره شیردهی همچنان كه مصرف انرژی بالا می رود به نسبت انرژی بیشتری برای افزایش وزن و تولید تركیبات شیر اختصاص می دهند. در واقع به نظر می رسد كه مساله ای كه در اینجا پیش آمده این است كه به همان نسبت كه بازده انرژی افزایش می یابد میزان انرژی بیشتری برایب افزایش وزن نسبت به تولید تركیبات شیر استفاده می شود. (انرژی ترجیحاَ برای افزایش وزن متابولیزه می شود). 

خلاصه و نتیجه گیری: 
گاوهای شیری در اواخر دوره شیردهی زمانی كه با جیره های حاوی NDF درای قابلیت تخمیر بالاتر تغذیه شدند ، مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه در آنها كاهش یافت اما مصرف ماده خشك افزایش نشان نداد . این نتایج با مقاله ای كه توسط مك كویین و رابینسون در سال 1992 انتشار یافته بود تایید شد . نتایج این تحقیق و مقاله فوق الذكر پیشنهاد می كند كه مصرف واقعی گاوهای شیری در اواخر دوره شیر دهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند بیشتر بوسیله استفاده متابولیكی آنها از محصولات نهایی هضم محدود می شود تا ظرفیت شكمبه، قابلیت تخمیر فیبر جیره ممكن است یك پیش بینی كننده مناسب برای مقدار انرزی آن جیره باشد اما این مقدار در پیش بینی مصرف NDF حداقل برای گاوهای شیری در اواخر دوره های شیردهی محدودیت ایجاد می كند. مصرف كلی NDF برابر مقدار ثابت 3/1 درصد وزن بدن است كه تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF جیره قرار نمی گیرد.

رمضانعلی عزیزی

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 5 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد